دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

147

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

صاحب يك ديوان و نيز يك مثنوى به نام گل و نوبهار بود . زادگاه و اقامتگاه او هرات بود كه در نود و نه سالگى در سال 1462 م . يا 1463 م . در همانجا درگذشت . شاهزادگان تيمورى همچون خليل سلطان ، ابابكر ميرزا و ابو القاسم بابر هم شعر به زبان تركى مىسرودند . ادبيات چغتاى در زمان حسين بايقرا كه خود داراى يك ديوان و رساله بود به اوج خود رسيد « 1 » . آثار او فاقد مشخصه چشمگير است ؛ ولى اين ويژگى را مىتوان در نوشته‌هاى گوناگون وزير معروف و رفيق او مير عليشير نوائى پيدا كرد كه نه فقط زبان چغتائى را سرانجام تا سطح يك زبان ادبى بركشيد ، بلكه اين زبان را به دليل جامعيت آن در يكى از آثارش به نام محاكمة اللغتين ( يعنى زبان تركى و فارسى ) در رأس و در درجه اول اهميت قرار داد . نخستين تاريخ ادبيات چغتائى به نام مجالس النفائس از رشحه قلم اوست « 2 » . در ميان ساير نوشته‌هاى منثور ، خاطرات ظهير الدين بابر از دوره 936 - 899 / 1529 - 1494 با عنوان وقايع بابر و يا بابرنامه پايگاه معتبرى از نظر شرح احوال و نيز اطلاعات ، تاريخى و جغرافيايى دارد . در مورد اين استنباط ( كه از محاكمة اللغتين نوايى حاصل مىشود ) مبنى بر اينكه در بهره‌گيرى از زبان تركى و يا فارسى اختلافى وجود داشته ، دليلى مشاهده نمىشود ؛ جز اينكه نويسندگان آثار تركى براى اعتبار خود نوشته‌هايى هم به زبان فارسى داشتند . شعر چغتايى قالبهاى مشتركى هرچند كمتر با شعر فارسى داشت و همين قالبها تا اوايل قرن هشتم / چهاردهم از سوى شاعران فارسى گرامى داشته مىشد . حتى مضامين و موضوعهاى شعرى نيز مشترك بود ، جز اينكه شاعران ترك‌نژاد بيشتر مضامين و موضوعهايى را ترجيح مىدادند كه مستقيما از ادبيات مردمى مايه گرفته بود . با اين همه يكى از شواهد جاندار پيوند حسنه بين ادبيات چغتائى و فارسى خود نوائى است كه نفحات الانس جامى و منطق الطير عطار را به زبان تركى ترجمه كرد . ادبيات فارسى كه پيش از تهاجم تيمور دوره درخشانى داشت ، پس از مرگ او تكرار نشد . البته مىتوان اذعان داشت كه تيموريان به فارسى مىنوشتند و شعر فارسى را پاس مىداشتند و نيز پشتيبان شعر دربارى بودند . شرايط و مقتضيات مساعدى از اين نوع ، شمار شاعران را به ظاهر افزايش مىداد ولى چيزى بر ارزش فكرى و زيبايىشناختى توليدات آنها نمىافزود . اصالت و غناى تفكر قرن گذشته كاهش يافت و هواداران قراردادهاى شعرى با تأكيد شديد بر عناصر صورى ، پايگاهى براى خود پيدا كردند . به محض اينكه سبك هندى نفوذ و توسعه بيشترى يافت ، بر دقت

--> ( 1 ) - گنجه‌يى ، « حسين ميرزا » و « Uno Scricto apologetico » . ( 2 ) - امّا با اينكه نوايى براى زبان فارسى ارزش كمترى قائل شده ، ولى اين مسأله مانع از آن نگشته كه از اين زبان بهره نگيرد ؛ نگاه كنيد به : گنجه‌يى ، « il Canzoniere Persiano » .